الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

396

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

كه هم پيشانى آنها را با اين اموال داغ مىكنند و هم پهلوها و هم پشتهايشان را تا سوزش گرما ، در درون وجود آنها به حركت در آيد « ! ( 1 ) . و نيز استدلال « ابو ذر » در برابر « عثمان » به آيه فوق نشان مىدهد كه او معتقد بوده است كه آيه مخصوص مانعان زكات نيست ، بلكه غير آنها را نيز شامل مىشود . از بررسى مجموع احاديث فوق به ضميمه خود آيه مىتوان چنين نتيجه گرفت كه در شرائط عادى و معمولى يعنى در مواقعى كه جامعه در وضع ناگوار و خطرناكى نيست و مردم از زندگانى عادى بهره مندند پرداختن زكات كافى است و باقيمانده كنز محسوب نمىشود ( البته بايد توجه داشت كه اصولا با رعايت موازين و مقررات اسلامى در درآمدها ، اموال به صورت فوق العاده متراكم نمىشود ، زيرا اسلام آن قدر قيد و شرط براى آن قائل شده است كه تحصيل چنين مالى غالبا غير ممكن است ) . و اما در مواقع فوق العاده و هنگامى كه حفظ مصالح جامعه اسلامى ايجاب كند حكومت اسلامى مىتواند محدوديتى براى جمعآورى اموال قائل شود ( آن چنان كه در روايت على ع خوانديم ) و يا به كلى همه اندوخته‌ها و ذخيره‌هاى مردم را براى حفظ موجوديت جامعه اسلامى مطالبه كند ( آن چنان كه در روايت امام صادق ع در باره زمان قيام قائم آمده است كه با توجه به ذكر علت در آن روايت ساير زمانها را نيز شامل مىشود زيرا مىفرمايد : ( فيستعين به على عدوه ) . ولى تكرار مىكنيم كه اين موضوع تنها در اختيار حكومت اسلامى است و او است كه مىتواند چنين تصميمى را در مواقع لزوم بگيرد ( دقت كنيد ) . و اما داستان « ابو ذر » ، ممكن است ناظر به همين موضوع باشد كه در آن روز جامعه اسلامى آن چنان نياز شديدى داشت كه اندوختن ثروت در آن روز مخالف

--> ( 1 ) « نور الثقلين » جلد 2 صفحه 214 و تفسير برهان جلد 1 صفحه 122 .